<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دست نوشته های یک دیوانه</title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 05 May 2008 14:08:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000&gt;تموم شد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شاید باید بگم ببخشید!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 May 2008 14:08:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جالب توجه!</title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>خوب می دونه که من  از داد و بیداد و صدای بلند و لحن&lt;FONT color=#ff0000&gt; زشت&lt;/FONT&gt; چقدر بدم میاد ....اون یه حماقت محض بود که دادو بیداد کردو الکی حرف مفت زد جالبیش اینه که اصلا به روی خودش هم نمیاره که چه گندی زده  چقدر زشت و مسخره حرف زد اونقدر...خیر سرمون مثلا دوست هم بودیم آخه من چی بگم؟خیلی راحت یه اس ام اس می زنه و می خواد همه چیو درس کنه! من مسلما انتظار عذر خواهی ندارم ولی تا حرفش رو پس نگیره دلیلی نمی بینم که خودم رو انقدر کوچیک کنم ا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعا که خوبه تقریبا هر روز بهش می گم که از لحن بد و صدای بلند بدم میاد من که خب ضرری نمی کنم!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Apr 2008 15:52:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>فقط امیدوارم هر کی هر چه زودتر موضعه(جبهه از دیکتش مطمئن نیسم)مشخص کنه که من بدونم چی کارم گفتم بدونی بعضیا!</description>
<pubDate>Mon, 28 Apr 2008 12:00:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هی یو!</title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>می دونی دلم چی میخواد؟ 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم میخواد انقدر جرات داشتم که مسئولیت نرفتن به مدرسه رو به گردن می گرفتم و از اینکه حالا یه روزی آقا نمرم کم میشه نمی ترسیدم .....می رفتم هر کار دلم می خواست می کردم چند روز پیش دوتا گربه رو دیدم که با یه حالت خاصی دنبال هم بودن هر جا سیاهه وا میساد زرده هم وای میساد وقتی اون یکی راه می افتاد زرده با حفظ فاصله دنبالش می رفت  سیاه هم هی پشت سرشو نیگا می کردکه مطمئن شه داره دنبالش میاد دلم می خواست دنبالشون می رفتم می دیدم منظورشون چیه ولی فقط یکی دو دقیقه وقت داشتم و سرویس داشت می یومد منم &lt;FONT color=#ff0000&gt;مجبور کردم خودمو&lt;/FONT&gt; که برم..می بینی؟خودم خودمو مجبور کردم ...دلم میخواست می تونسم همیشه بچه بمونم یعنی می دونی همین حالاشم بچما یه ذره هم به خودم زحمت بزرگ شدنو ندادم به زور یه چیزایی رو مجبور شدم یاد بگیرم ولی وقتی به دور و برم نیگام می کنم میبینم همه یه جورایی بزرگ شدن و من حسابی تنها موندم یعنی اصن میدونی چیه؟ به خاطر بچه گیم نمی تونم راحت باشم با همه یعنی الانشم دوست زیاد دارم ولی نمی تونیم با هم کنار بیایم اه!خسته شدم حاضرم همه درس هام رو با ۱۶ پاس کنم فقط تابسون رو نیام مدرسه ............فکر کنم اگر مجبور شم بازم درس بخونم بمیرم رسمن ٬از درس خوندن متنفرم حالم به هم می خوره نمی دونم چرا نمی تونم بگم دلیلش سختی درس هاست فقط چون ریاضیمون تازه آسون شده و شمیمون هم همین طور ولی من اصلا حوصله ندارم.دلم می خواست می تونسم تو این هوای خوب می رفتم بیرون و قدم میزدم و الکی برای خودم می خوندم یا اگه خودم خودمو محدود نمی کدم می دوایدم .راستش من نمی گم زندگی فقط همینه ولی این هم یه قسمتی از زندگیه که من و امثال من ازش محرومن ....من دلم یه زندگیه این جوری می خواد ...داره گریم می گیره دیگه خوشم میاد اشکم دم مشکه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اشکال نداره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایش:دی &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Apr 2008 11:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زمستان </title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P class=txt&gt;سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت &lt;BR&gt;سرها در گریبان است &lt;BR&gt;کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را &lt;BR&gt;نگه جز پیش پا را دید ، نتواند &lt;BR&gt;که ره تاریک و لغزان است &lt;BR&gt;وگر دست محبت سوی کسی یازی &lt;BR&gt; به کراه آورد دست از بغل بیرون &lt;BR&gt; که سرما سخت سوزان است &lt;BR&gt;نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک &lt;BR&gt; چو دیدار ایستد در پیش چشمانت &lt;BR&gt;نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم &lt;BR&gt;ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟&lt;BR&gt; مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین &lt;BR&gt;هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای &lt;BR&gt;دمت گرم و سرت خوش باد &lt;BR&gt;سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای&lt;BR&gt;منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم &lt;BR&gt;منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور &lt;BR&gt; منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور &lt;BR&gt;نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم &lt;BR&gt;بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم &lt;BR&gt;حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد &lt;BR&gt; تگرگی نیست ، مرگی نیست &lt;BR&gt;صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است &lt;BR&gt;من امشب آمدستم وام بگزارم&lt;BR&gt; حسابت را کنار جام بگذارم &lt;BR&gt;چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟&lt;BR&gt;فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست &lt;BR&gt;حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است &lt;BR&gt;و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده &lt;BR&gt;به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است &lt;BR&gt;حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است &lt;BR&gt;سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت &lt;BR&gt;هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان &lt;BR&gt;نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین &lt;BR&gt;درختان اسکلتهای بلور آجین &lt;BR&gt;زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه &lt;BR&gt;غبار آلوده مهر و ماه &lt;BR&gt;زمستان است&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Apr 2008 11:39:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پخ</title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>خب دیگه کمکم شاید بد بختی ها به پایان برسه یعنی در واقع سختی ها &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته بعد از آزمون جامع و گرفتن نتایج و دیدن واکنش بابام که گویا قراره بیاد مدرسه و....که تقریبا میشه ۲ هفته دیگه:دی تازه باید ببینم بحرینی (معاون پایه ی اسکلنمون)بعد از اینکه اونقدر باهاش دعوا کردم می خواد چه بلایی به سرم بیاره دیگه فعلا از جیم زدن و دودر بازی خبری نیست سوتی دادم اساسی مهم نیست دیگه اگه زنده بمونم وسطای اردیبهشت می ریم یزد که اونم ماجرای خودشو خواهد داشت &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Apr 2008 12:28:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>ای بابا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می خواستم راجع به یه چیز دیگه بنویسم ولی این مامان اینا با این کاراشون و دخالت دادن یه شخص دیگه اعصاب برا آدم نمی ذارن فقط امیدوارم اون سی دی ها رو نبرده باشه &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Apr 2008 11:29:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گل من ...گل تو</title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=Section1&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;دو مشت گِل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 20pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;                در دست گیر، &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 20pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;تا آنجا که می توانی به هم بیامیزشان،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 20pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;                                              از مشتی از آن تندیسِ من،&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;و از مشتی دیگر تندیش خود را بساز.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;اکنون بی درنگ تندیس ها را خرد کن، &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 0.5in; MARGIN-RIGHT: 2.5in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;دوباره به هم بیامیزشان،&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;از نو هر دو را بیافرین،&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;یکی به شکل &lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #00b050&quot;&gt;تو&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; و دیگری به شکل &lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #00b050&quot;&gt;من&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;،&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; COLOR: #7030a0; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;گِل من گِل &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; COLOR: #00b050; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;تو&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; COLOR: #7030a0; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;ست و گِل تو گِل &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; COLOR: #00b050; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;من&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt;کوان تائو شینگ&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: Yagut&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;, &apos;serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; یه حسی بهم میگه قبلنا خیلی بهتر می تونستم (می تونسم )بنویسم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;, &apos;serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN class=last&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Mar 2008 16:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توبه!</title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>توبه توبه یعنی توبه ها از هر چی کباب ترکیه توبه!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یعنی من دیگه پشت دستم رو داغ بذارم برم احمد بی یا هر (.....)دیگه ای کباب ترکی بخورم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم داداشم منو ببخشه خدا کنه فقط چیزیمون نشده باشه تا آخر عمرم دیگه اسم رستوران و کباب ترکی رو نمی آرم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن:عیدتون مبارک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن۲:نرید احمد بی(کباب ترکی و صد تا چیزدیگه داره) ها داغون میشین!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Mar 2008 17:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>چقدر تند گذشت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه خب این روزا یه کم آروم گذشتن منظورم روزای آخر ساله ولی یه خورده فک کن کمتر از ۱۰ ساعت به سال تحویل مونده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کمتر از ۱۰ ساعت دیگه تو میگی پارسال اینجور پارسال اونجور نمی خوام روضه بخونم ولی همیشه موقع تولد و سال نو من می مونم که چرا انقدر تند و تیز میره یا بعضی وقتا مثل فیلم آهستس اسلو موشنه جالبه برام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خب دیگه امروز ۲۹ (البته اگه اشتباه نکنم)در نتیجه دیشب ۴ شنبه سوری بوده در نتیجه بنده شجاعت به خرج دادم از رو آتیش پریدم حالا بگذریم از نامردی داداشم که نذاشت بم پایین بزن و برقصشون رو ببینم (ما که خودون نمی رقصیم بلکه بزن و برقص بقیه رو ببینیم:دی)ولی در کل خوب بود بد نبود یه چند نفر اومدن یه کم رقصیدن بعدش که داشتن می رفتن بهشون گفتن(دقت کنید گفتن نه گفتیم)بمونید گفتن مگه هیئت شام میده؟بعدشم گفتن کوچه های دیگه منتظرن باید بریم البته قبل از اینکه برن کارتشون رو دادن که سال بعد هم بیان خب دیگه همین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** **&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فردا عیده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من امسال تنبل شدم فقط یه دونه تخم مرغ رنگ کردم البته خب سر سفره هم دو نفر بیشتر نیستیم که هه هه هه هه (من داداشم اهم اهم)ولی خب تو فکرش هستم سبزمون درست و حسابی در اومد یعنی برا سفره بسه فقط سماق ندارم اونم خدا می رسونه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من که بلد نیستم حرفای قشنگ قشنگ بزنم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس فقط عیده تبریک می گم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم همه سال خوبی داشته باشن یه سال خوب پر از خوش شانسی و شادی و موفقیت و کلی چیز خوب دیگه (عید خوش بگذره کلی پول (پوووووووول)گیرتون بیاد ..حال کنین....)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برا منم هم آرزو کنید هم دعا سر سفره (یادتو نره لطفا)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فعلا&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/09.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 06:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shab-shab-shab&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>shab-shab-shab</dc:creator>
<guid>http://shab-shab-shab.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
