|
چقدر تند گذشت نه خب این روزا یه کم آروم گذشتن منظورم روزای آخر ساله ولی یه خورده فک کن کمتر از ۱۰ ساعت به سال تحویل مونده کمتر از ۱۰ ساعت دیگه تو میگی پارسال اینجور پارسال اونجور نمی خوام روضه بخونم ولی همیشه موقع تولد و سال نو من می مونم که چرا انقدر تند و تیز میره یا بعضی وقتا مثل فیلم آهستس اسلو موشنه جالبه برام سلام خب دیگه امروز ۲۹ (البته اگه اشتباه نکنم)در نتیجه دیشب ۴ شنبه سوری بوده در نتیجه بنده شجاعت به خرج دادم از رو آتیش پریدم حالا بگذریم از نامردی داداشم که نذاشت بم پایین بزن و برقصشون رو ببینم (ما که خودون نمی رقصیم بلکه بزن و برقص بقیه رو ببینیم:دی)ولی در کل خوب بود بد نبود یه چند نفر اومدن یه کم رقصیدن بعدش که داشتن می رفتن بهشون گفتن(دقت کنید گفتن نه گفتیم)بمونید گفتن مگه هیئت شام میده؟بعدشم گفتن کوچه های دیگه منتظرن باید بریم البته قبل از اینکه برن کارتشون رو دادن که سال بعد هم بیان خب دیگه همین ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** فردا عیده من امسال تنبل شدم فقط یه دونه تخم مرغ رنگ کردم البته خب سر سفره هم دو نفر بیشتر نیستیم که هه هه هه هه (من داداشم اهم اهم)ولی خب تو فکرش هستم سبزمون درست و حسابی در اومد یعنی برا سفره بسه فقط سماق ندارم اونم خدا می رسونه من که بلد نیستم حرفای قشنگ قشنگ بزنم پس فقط عیده تبریک می گم امیدوارم همه سال خوبی داشته باشن یه سال خوب پر از خوش شانسی و شادی و موفقیت و کلی چیز خوب دیگه (عید خوش بگذره کلی پول (پوووووووول)گیرتون بیاد ..حال کنین....) برا منم هم آرزو کنید هم دعا سر سفره (یادتو نره لطفا) فعلا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 10:11 به قلم ميگ ميگ |
|
| ||||||