|
خب دیگه کمکم شاید بد بختی ها به پایان برسه یعنی در واقع سختی ها البته بعد از آزمون جامع و گرفتن نتایج و دیدن واکنش بابام که گویا قراره بیاد مدرسه و....که تقریبا میشه ۲ هفته دیگه:دی تازه باید ببینم بحرینی (معاون پایه ی اسکلنمون)بعد از اینکه اونقدر باهاش دعوا کردم می خواد چه بلایی به سرم بیاره دیگه فعلا از جیم زدن و دودر بازی خبری نیست سوتی دادم اساسی مهم نیست دیگه اگه زنده بمونم وسطای اردیبهشت می ریم یزد که اونم ماجرای خودشو خواهد داشت + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 15:59 به قلم ميگ ميگ
ای بابا می خواستم راجع به یه چیز دیگه بنویسم ولی این مامان اینا با این کاراشون و دخالت دادن یه شخص دیگه اعصاب برا آدم نمی ذارن فقط امیدوارم اون سی دی ها رو نبرده باشه + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 15:0 به قلم ميگ ميگ
دو مشت گِل در دست گیر، تا آنجا که می توانی به هم بیامیزشان، از مشتی از آن تندیسِ من، و از مشتی دیگر تندیش خود را بساز. اکنون بی درنگ تندیس ها را خرد کن، دوباره به هم بیامیزشان، از نو هر دو را بیافرین، یکی به شکل تو و دیگری به شکل من، گِل من گِل توست و گِل تو گِل من. کوان تائو شینگ یه حسی بهم میگه قبلنا خیلی بهتر می تونستم (می تونسم )بنویسم + نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387 20:7 به قلم ميگ ميگ |
توبه توبه یعنی توبه ها از هر چی کباب ترکیه توبه! یعنی من دیگه پشت دستم رو داغ بذارم برم احمد بی یا هر (.....)دیگه ای کباب ترکی بخورم امیدوارم داداشم منو ببخشه خدا کنه فقط چیزیمون نشده باشه تا آخر عمرم دیگه اسم رستوران و کباب ترکی رو نمی آرم پ.ن:عیدتون مبارک پ.ن۲:نرید احمد بی(کباب ترکی و صد تا چیزدیگه داره) ها داغون میشین!! + نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 20:49 به قلم ميگ ميگ |
|
| ||||||