تبليغاتX
دست نوشته های یک دیوانه

دست نوشته های یک دیوانه

سلام دوستان !

به مناسبت شب یلدا فقط می خوام یه چند تا داستان یا شاید هم نمی دونم دلیل وجود شب یلدا رو بنویسم!  می دونم وده ولی باید ماله پارسال رو جبران کنم(دهه یلدا شد!)

۱)

خورشید و ما خیلی دوست داشتن با هم باشن ولی هیچ وقت نمی تونستن چون ماه همیشه قبل از اینکه خورشید بیاد مجبور می شد بره و خورشید هم هر چی منتظر ماه می موند ماه نمی یومد تا خورشید مجبور می شد غروب کنه و بره به خاطر همین هم هیچ وقت با هم نبودن !

تا اینکه خورشید تصمیم می گیره که یه شب بیدار بمونه و با ماه باشه خلاصه اینکه یه شب بیدار

می مونه و میره پیش ماه اونا یه مدتی رو با هم بودن تا اینکه خورشید خوابش می گیره و میره ..... چون شب خورشید خیلی دیر خوابیده بوده صبحش هم دیرتر از همیشه بیدار میمونه ...به خاطر همین هم  اون شب از بقیه شبها طولا نی تر می شه و بهش می گن شب یلدا!

 

 

 

البته اینو یه جور دیگه هم میگن که البته این منبعش موثق تره!

ماه دلداده مهر است و اين هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر مي آيد. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آميزد، اما هميشه در خواب مي ماند و روز فرا مي رسد که ماه را در آن راهي نيست. سرانجام ماه تدبيري مي انديشد و ستاره اي را اجير مي کند، ستاره اي که اگر به آسمان نگاه کني هميشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نيمه شبي ستاره، ماه را بيدار مي کند و خبر نزديک شدن خورشيد را به او مي دهد. ماه به استقبال مهر مي رود و راز دل مي گويد و دلبري مي کند و مهر را از رفتن باز مي دارد. در چنين زماني است که خورشيد و ماه کار خود را فراموش مي کنند و عاشقي پيشه مي کنند و مهر دير بر مي آيد و اين شب، «يلدا» نام مي گيرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها يک شب به ديدار يکديگر مي رسند و هر سال را فقط يک شب بلند و سياه وطولاني است که همانا شب يلداست. »

 بیتی ترانه از بومی‌ها و محلیان شیراز:

شب یلدا درازه من چه سازم؟
عزیزم خواب نازه من چه سازم؟

 

اینم یکی دیگه

واژه‌ی يلدا سريانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشيد (مهر، ميترا) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعنی روز تولد (مهر) شکست‌ناپذير نامند. واژه‌ی نوئل نيز از همين آمده است.

در برهان قاطع در باره‌ی واژه‌ی يلدا چنين آمده است: «يلدا شب اول زمستان و شب آخر پاييز كه اول جدی و آخر قوس است و آن درازترين شب‌هاست در تمام سال. و در آن شب و يا نزديك آن شب آفتاب به برج جدی تحويل می‌كند.»
اما اين رسم بنا بر مدارك رومی، در ايران باستان چنين برگزار می‌شده كه پيران و پاكان به تپه‌ای رفته، با لباس نو و مراسمی ويژه از آسمان می‌خواستند كه آن «رهبر بزرگ» را برای رست‌گاری آدميان بفرستد و باور داشتند كه نشانه‌ی زايش آن ناجی، ستاره‌ای‌ست كه بالای كوهی به نام كوه فيروزی كه دارای درخت بسيار زيبايی بوده است، پديدار خواهد شد و موبد بزرگ برای  همين نيايشی می‌خوانده، كه قسمتی از آن در «بهمن يشت» مانده است:
«آن شب كه سرورم ظهور كند
نشانه‌ای از ملك آيد
ستاره از آسمان ببارد
همان گونه كه رهبرم از راه برسد و ستاره‌اش نشان نمايد

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 18:28 به قلم ميگ ميگ |


من دلم می خواست  درباره کویر بنویسم مطلبشم آمادس منتها امروز یکی این شعر رو انداخت تو دهن من و من عاشقشم!!!

 

گندم گل گندم ای خدا    دختر مال مردم ای خدا

 

گندومو کی میخوره گندومو موش میخوره

 

موشه و گندم، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

 

موشه رو کی میخوره موشو گربه میخوره

 

موشه و گندم، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

 

گربه رو کی میخوره گربه رو سگ میخوره

 

سگه و گربه و موشه وگندم، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

 

سگه رو کی میخوره سگه رو گرگ میخوره

 

گرگه و سگه و گربه و موشه ، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

 

گرگه رو کی میخوره گرگه رو شیر میخوره

 

شیره و گرگه و سگه و گربه و موشه وگندم، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

 

شیرو کی میخوره شیرو شمشیر میخوره

 

شمشیر و شیره وگرگه و سگه و گربه و موشه ، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

 

شمشیرو کی میخوره شمشیرو زنگ میخوره

 

زنگه وشمشیر و شیره وگرگه و سگه و گربه و موشه وگندم، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

زنگه رو کی میخوره   زنگه رو مور میخوره

 

موره و زنگه وشمشیر و شیره وگرگه و سگه و گربه و موشه ، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

موره رو کی میخوره   مورو ملخ میخوره

ملخ و موره و زنگه وشمشیر و شیره وگرگه و سگه و گربه و موشه وگندم، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

ملخو کی میخوره ملخو آب میخوره

 

آبه و ملخ و موره و زنگه وشمشیر و شیره وگرگه و سگه و گربه و موشه ، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

آبه رو کی میخوره آبه رو آدم میخوره

 

آدم و آبه و ملخ و موره و زنگه وشمشیر و شیره وگرگه و سگه و گربه و موشه وگندم ، گندم گل گندم ای خدا دختر مال مردم ای خدا

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 16:23 به قلم ميگ ميگ |


هوراااااا

امروز 15 آذر ..امروز تولدمه ..چه جالبه ...

اصلا اهمیت نداره نمی دونم هیچ حس خاصی ندارم

اصلا بهش فکر نکردم حالا که چی؟امروز من چند ساله شدم  نا امید نیستم ولی نمی دونم چرا تو این سن وسال آدم انقدر زود بزرگ میشه ..انقدر زود (قد می کشه)روزا می گذره    مثل برق و باد می گذره و تا بیای به خودت بجنبی تموم می شه و می ره سراغ یه سال دیگه

اصلا به تولدم فکر نکردم نمی دونم حالا خوشحالم یا ناراحتم خوشحالم که بزرگ میشم یا نا راحتم که دارم پیر(پیر!!!)میشم

اهمیتی نداره

به هر حال تولدمه دیگه

 

 

این همه کادوی خوشگل!!!

 

 

 

کسی رو سراغ دارین که اینقدر خودشو تحویل بگیره؟

 

 

 

تولد تولد تولد  تولدم مبارک

شاید رفتم بیرون مثل هر سال یه چیزی برای خودم خریدم

ولی واقعا آرزو می کنم که کاش برام تولد نمی گرفتن آرزوی محالیه چون کیک زشتشو همین الآن دیدم (الان که گفتم کیک زشت از خودم بدم اومد ولی چاره ای نیست  آرزوی منو غیر ممکن کرده!)

برام آرزو های خوب کنید(نمی خوام امتحانم 20 شم یا رتبه اول کنکور شم یا یه آقای خوب گیرم بیاد(چون از توهمش زیاد از این آقاها دارم) آرزو های زندگی ساز لطفا!!!

مرسی !!

تولد شما ها هم هر وقت به دنیا اومدین مبارک

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 17:11 به قلم ميگ ميگ |


هما چی شده؟دوباره بحث درباره مظلومیه!!؟!؟

نه بابا مظلومی کیه؟!!

خب پس چی شده  دقیقا؟!؟

هیچی بابا ....یعنی ...هاشمی سر کلاس گفت که مدرسه رو می خوان منحل کنن!

چی (جیغ منو مهشید و پگاه و پگاه!)

برای چی ؟مشکلشون چیه؟!؟

می گن که ما اعتماد به نفسمون زیاده و این برامون بده....

هما یه عالمه چیز گفت و من یه عالمه چیز دیگه گفتم  و من داشت گریم می گرفت ...

هر سال به یه بهونه هر سال به یه دلیل ....یه سال میگن بی دینید ...یه سال میگن امکاناتتون زیاده .....یه سال میگن  بد حجابین ....یه سال میگن روابط اجتماعی تون بده

من نمی فهمم این آموزشو پرورش چه مشکلی با سمپاد داره

بابا من سمپادیم و می خوام سمپادی بمونم  و می خوام سمپاد بمونه!!!

اه

اعصابم زیادی داغون شده

دیگه نمی تونم چیزی بنویسم

ولی اگه این آموزش و پرورش جرئت داره یه همچین کاری کنه همچین می زنم تو دهنش که نفهمه از کجا خورده....

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 15:35 به قلم ميگ ميگ |


اينم يه جورشه تو امتحان داري ماماننت مريضه خواهرت داه مياد ايران (با يه بچه فوقالعاده تغس) برات در عين حال كه مامانت مريضه بازم مهمون مياد....

امتحان هندسه ميدي سه تا سوال ...يه ده نمره اي يه 8 نمرهاي و يه 2 نمره اي يكي از يكي هم آسونتر (آره جون ننت!!!)

از كلاس هنر جيم ميزني مياي نت!(درست گفتم ؟اينجا نته ديگه؟)

بعد دلت هواي آقاتو مي كنه ولي نمي دوني كجاس ؟چي كار ميكنه؟با كيه؟

چي همش مسخره بازيه آقام ديگه كيه؟بره بميره بابا ....نه خب نميره ولي آخه خيلي بي معرفته

اين مدرسه هم ما رو مسخره كرده اساسي درست همين مو قع سال كه هوا خوبه و ميشه رفت بيرون و بقيه بچه ها دارن عشق مي كنن ما بايد بشينيم تو خونه درس بخونيم

توي مدرسه وضع خوبه ولي تو خونه فقط بايد درس بخوني .....كه البته يه كار ناشدني

مثلا بابات ميگه خب صبا حالا كه ما خونه نيسيم بشين درس بخون ...من :باشه بابا باشه به سلامت

مگه ميشه خونه خالي باشه تو درس بخوني؟يا فيلم يا نت!!!!اصلا غير ممكنه بعدشم كه خدا كريمه سر امتحان ميرسونه ...خيلي بي سر و ته دارم حرف مي زنم ...

مهم نيست

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386 9:51 به قلم ميگ ميگ |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

دل من خواب پروانه شدن می بیند و
ندایی که به من می گوید:
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار سحر نزدیک است


روز اول
پست الکترونیک



قبلیا

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386



رفقا

helloyahoomail.net!!!!
آریان ...یه طنین تا اوج رویا(دنیا جون گلم!)
خاطرات یه جوجه کوچولو(علی گلم!)
نوشته های من(هر چه می خواهد دل تنگم میگم!)(نسیم!)
محبت(پدرام!)
cuauhtemoc(امین)
آرزوی من!(نهاله )
دختران مهتاب
پرديساهفت صفر يك!
دل خسته
فرشتگانی از جنس فرزانگان!
چنین می گذرد بر من(سپیده)
خاطرات یک فرزانگانی (فاطمه زهرای عزیز)
گفته های یکتای من(فاطمه)
.":D"-)از بچه های راهنمایی(


    تعداد بازديدها:

Night Skin:قالب از
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS